مغز چگونه مرز بین خیال و واقعیت را تشخیص می‌دهد؟ | بهمن 1401

مغز چگونه مرز بین خیال و واقعیت را تشخیص می‌دهد؟ | بهمن 1401

بر اساس نشانه‌های موجود، نگاه کردن به تصویر کم‌رنگ می‌تواند به شکل‌گیری الگوی مشابهی هنگام خیال‌پردازی بینجامد اما تفاوت این دو معنادار نبودند و نیاز به پژوهش بیشتری دارند.

نکته‌ی واضح این است که مغز باید بتواند به شکلی دقیق، شدت تصویر ذهنی را تنظیم کند تا از تداخل بین خیال و واقعیت جلوگیری کند. ناسلاریس دراین‌باره می‌گوید، مغز تعادل بسیار دقیقی دارد. از طرفی ممکن است تصویر ذهنی را درست مانند تصویر بصری تفسیر کند.

پژوهشگرها دریافتند که قدرت سیگنال را می‌توان در کورتکس پیشین مغز خواند یا تنظیم کرد. این بخش از مغز وظیفه‌ی تحلیل احساسات و خاطرات را برعهده دارد؛ اما هنوز واضح نیست که چه عاملی وضوح تصویر ذهنی یا تفاوت بین قدرت سیگنال خیالی و آستانه‌ی واقعیت را تعیین می‌کند. این عامل می‌تواند نوعی فرارسان عصبی، تغییرات اتصال‌های مغزی یا چیزی کاملا متفاوت باشد. شاید هم زیرمجموعه‌ای ناشناخته و کاملا متفاوت از نورون‌ها است که آستانه‌ی واقعیت را تنظیم می‌کند و نشان می‌دهد آیا سیگنال باید به مسیر تصاویر خیالی منتقل شود با به مسیر تصاویر ادراکی.

اما به گفته‌ی پیتر تسه، استاد علوم عصبی شناختی کالج دارثماوث، خیال‌، فرآیندی فراتر از صرفا نگاه کردن به چند خط روی پس‌زمینه‌ای شلوغ است. خیال‌پردازی ظرفیتی برای دیدن محتویات روی کابینت و تصمیم‌گیری درباره‌ی درست کردن شام یا در نمونه‌ی برادران رایت، برداشتن یک پروانه و چسباندن آن به بال و تصور پرواز است.

تفاوت بین یافته‌های پرکی و دیجسترا می‌تواند به دلیل رویه‌های متفاوت آن‌ها باشد؛ اما باز هم احتمال دیگری مطرح می‌شود: ممکن است ما دنیا را به شکلی متفاوت از اجدادمان ببینیم.

دیجسترا می‌گوید، پژوهش او صرفا متمرکز بر باور به واقعیت تصویر نبود بلکه به «احساس» واقعیت ربط داشت. به باور مؤلفان، از آنجا که تصاویر پروژکتوری، نمایش‌های ویدئویی و دیگر نمایش‌های واقعیت در قرن بیست و یکم رایج هستند، مغز ما ارزیابی واقعیت را اندکی متفاوت با افراد یک قرن پیش انجام می‌دهد.

گرچه شرکت‌کنندگان آزمایش انتظار نداشتند چیزی ببینند، انتظار برای دیدن تصاویر بسیار بیشتر از آزمایش ۱۹۱۰ بود که شرکت‌کنندگانش هرگز در طول عمر خود پروژکتوری ندیده بودند؛ بنابراین امروزه آستانه‌ی واقعیت بسیار پائین‌تر از گذشته است در نتیجه ممکن است تصویری خیالی که وضوح بالایی دارد از این آستانه عبور کرده و مغز را گیج کند.

مبنایی برای توهم

یافته‌های فوق پرسش‌هایی را مطرح می‌کنند: برای مثال آیا مکانیزم مغز می‌تواند به مجموعه‌ی وسیعی از شرایط ربط داشته باشد که در آن مرز بین خیال و ادراک ادغام می‌شود. برای مثال دیجسترا نشان می‌دهد وقتی افراد به خواب می‌روند و واقعیت با دنیای رویا محو می‌شود، آستانه‌ی واقعیت شیب بیشتری پیدا می‌کند.

به گفته‌ی کارولینا لمپرت، استادیار روانشناسی دانشگاه آدلفی که در این پژوهش مشارکتی ندارد، در افراد روان‌پریش ممکن است خیال‌پردازی به‌قدری خوب باشد که با آستانه‌ی واقعیت برخورد کند یا ممکن است آستانه‌ی واقعیت آن‌ها غیرفعال باشد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی که دچار توهم و هذیان می‌شوند دارای نوعی ابرفعالیت ادراکی هستند که نشان دهنده‌ی افزایش سیگنال تصویر است؛ اما پژوهش‌های بیشتری برای پی بردن به مکانیزم بروز هذیان لازم است. بااین‌حال افرادی که تصویرپردازی واضح را تجربه می‌کنند لزوما دچار توهم نیستند.

دیدگاهتان را بنویسید